تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - مطالب ابر همان لباسی را که در رویاهایم دیدم به دست آوردم

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
همان لباسی را که در رویاهایم دیدم به دست آوردم

میشل لی از کوالالامپور، مالزی

 

یه روز من در حال تماشا کردن یه مسابقه تلویزیونی چینی در خوابگاه دانشگاهم بودم. بعد یه دختری رو تو مسابقه دیدم که یه لباس خیلی زیبا پوشیده بود. در اون لحظه با خودم گفتم من باید این لباسو بدست بیارم پس از چند هفته، همان لباسو در یک در یک فروشگاه آنلاین دیدم. خیلی خوشحال بودم و می خواستم لباس و بخرم. به خودم زحمت ندادم که با صاحب فروشگاه آنلاین تماس بگیرم و بنابراین اونو نخریدم. اما عکس لباسو روی صفحه نمایش کامپیوترم کپی کردم.

گاهی اوقات، بهش نگاه می کردم پس از چند هفته، من به شهرم برگشتم. شبانه به یه مرکز خرید برای تماشای فیلم رفتم. و دوباره همون لباس و دیدم. متاسفانه، تمام فروشگاه ها بسته بود؛ چون نصفه شب بود. در آن زمان، من فکر کردم اوه خدای من، قانون جذب کار می کنه. روز بعد به خوابگاهم برگشتم و اون لباسو نخریدم.

به خاطر میارم وقتی که داشتم به خوابگاه دانشگاهم بر می گشتم (که بسیار از شهر من دور است) تصور کردم که اون لباس به زودی در کمد من خواهد بود.

سه هفته بعد، به خاطر یه جشن (مهمونی) دوباره به شهرم برگشتم. من وقت نداشتم که دوباره به مرکز خرید برگردم و اون لباس و بخرم. یه روز مادرم مرا برای خرید به تعدادی از بوتیک های شهرم برد. دوباره درست همون لباس اومد مقابل من. این همون لباسیه که من چند ماه قبل می خواستم. خیلی خوشحال بودم. و مادرم اون روز؛ اون لباسو برام خرید. حالا تو کمدمه.

من هنوز برای اینکه چطور وزن کم کنم و جوش صورتم را برطرف کنم؛ کوشش می کنم. ولی حالا می فهمم که راز چگونه کار می کند. و این بار من قصد دارم به وزن ایده آل و پوست بی عیب و نقصم برسم. اعتماد کن و باور داشته باش که می تونی. متشکرم راز

 

موضوع : داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : جمعه 13 دی 1392  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
منو سایت

Your Code Here