تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - مطالب ابر معجزهء شکرگزاری

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 10 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
مژی :

چند روز پیش به مقدار پولی نیاز داشتم که نمیدونستم چطور باید جورش کنم
اما اصلا نگران نبودم و مرتب شکرگزاری میکردم که پول مورد نیازم رو دارم..تو استیک نوت لپ تاپم عنوان کاری که میخواستم با پولم انجام بدم رو نوشتم و زیرش نتوشتم: سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم برای فراهم شدن پولم
بعد دو روز داشتم نماز میخوندم که پدرم اومد خونه و یه دسته پول گذاشت کنار سجادم..بعد که شمردمش دیدم مقدار کمی از اون چیزی که نیاز دارم رو کم داره اما باز خوشحال بودم و سپاسگزاری کردم
دیدم غروب همون روز باز پدرم باقی پول رو بهم داد بدون اینکه بدونه من چقدر نیاز دارم
الحق که شکر گزاری معجزه میکنه

 

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 آذر 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 11 )


http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg

مغناطیس جذب:


از موقعی که خواسته هایم را با شکرگزاری همراه میکنم بعد به خدا می سپارم سریع به خواسته هایم میرسم.
 من دو واحد سمینار داشتم که قبل از دفاع پایان نامه ام باید ارائه بدهم مدتی بود پیش استادم نرفته بودم سمینارم کاملا اماده نبود ولی باید سریع تحویل میدادم.

 من روی گوشی موبایلم ازخدا شکر گزاری کردم که نمره سمینارم را گرفتم. بسمت دانشگاه رفتم که استاد را ببینم و سمینارمو ارائه بدم گفتم امروز با نمره میام خونه.

وقتی استاد را دیدم و باهاش صحبت میکردم گفت چرا اسمت توی لیست من برای درس سمینار نیست گفت نمره سمینارت باید قبل ازدفاع باید ثبت بشه اگر بود زودتر از اینا برات رد میکردم و گفتش فایل سمینارتو بده من و هرموقع اسمت توی لیست اومد خبر بده برات نمره شو رد کنم. تعجب کرده بودم و خدا را شکر کردم که نمرشو راحت گرفتم.
 

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : یکشنبه 9 آذر 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 9 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg

سارا :
من به شكرگزاری ایمان كامل دارم و میدونم كه اصلی ترین و قویترین كلید موفقیته! و معتقدم اگه كلید طلاییِ " شكرگزاری " رو توی دستامون داشته باشیم به هر چیزی كه میخوایم خیلی زود میرسیم  قبلا نوشته بودم كه یه دفتر شكرگزاری دارم و توی اون شكرگزاریهامو مینویسم اما این هفته تصمیم گرفتم كه منم دوره 28 روز شكرگزاری رو شروع كنم. امروز برای چند ساعتی طولانی برق نداشتیم با اینكه روزم رو با شكرگزاری شروع كرده بودم اما حسم میگفت كه یه جای كار میلنگه!! اول سعی كردم در مورد روشنایی و نور سپاسگزاری كنم و بعد تجسم كردم كه برق اومده و از این بابت خوشحالم. ولی باز همون حس رو داشتم! همش داشتم به این موضوع كه توی كتاب قدرت هست كه میگه "زندگی با شما ارتباط برقرار میكنه و هیچ رویدادی تصادفی نیست و حاوی پیامی برای شماست " فكر میكردم ولی به جواب نمی رسیدم تا اینكه موقع ناهار مادرم با خنده بهم گفت :" آدم اینجور موقع ها باید قدر ادیسون رو بدونه " تازه فهمیدم كه امروز رو باید از مخترعین تشكر كنم مثل اینشتین كه از همه تشكر میكرد! رفتم توی اتاقم و توی آینه نگاه كردم و گفتم"خدایا از ادیسون و تمام كسانی كه باعث شدن نور و روشنای به خانه هایمان بیاد و كاری كردن كه ما زندگی بهتری داشته باشیم و از زندگیمون لذت ببریم تشكر میكنم و از تو هم برای خلق این انسانهای ارزنده تشكر میكنم " به یك دقیقه نكشید تا اومدم پشت میزم بشینم مامانم بهم گفت : سارا برق اومد !!! من فقط اینجوری شده بودم  واقعا شكرگزاری معجزه میكنه ! فقط كافیه كه ایمان داشته باشیم این اولین تجربه از معجزه ی شكرگزاری من بود هر چند كوچیكه اما خواستم شادیمو با شما هم قسمت كنم. موفق باشید دوستان گلم  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : دوشنبه 12 آبان 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 8 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
غزال :
این شکرگزاری واقعا معجزه می کنه .من امروز روز هفتم دوره 28 روزه شکرگزاری بودم(شمیــــــــــم عقب افتادم ) همون روزی که گفته سرکار فکر کنین یه رئیس باهاتونه و موارد شکرگزاریتون رو می نویسه و بابت اتفاقات کارتون شکرگزاری کنین .من امروز اون 10 مورد شکرگزاری صبحم رو هم چند موردش رو در مورد کارم نوشتم و اتفاقات خوبی افتاد. اول از همه که رفتم ماشینم رو توی پارکینگ نزدیک شرکت پارک کنم مسئول پارکینگ بهم گفت امروز مهمون ما باش نمی خواد پول بدی باورم نمی شد چون هر روز 3000 تومن باید پول پارکینگ می دادم .همون موقع گفتم خدایا شکرت. رئیس جان بنویس
بعد رفتم سرکار پروژه ای دستم بود که مشتری شدیدا بهش گیر داده بود و چند روز بود درگیرش بودم .دوباره تغییراتی روش دادم و به مشتری نشون دادم مشتری همون لحظه اول گفت این عالیه. همونی شده که می خواستم. حدایا شکرت.رئیس جان بنویس
سومین اتفاق خوب هم این بود که عصر رئیسم صدام زد و گفت من فیش حقوقی تو رو نگاه کردم و احساس کردم حقوقت باید اضافه بشه و مبلغی رو به عنوان اضافه حقوق گفت که از این ماه به حقوقم اضافه می شه. این دیگه باورنکردنی بود چون من خودم اعتراضی به حقوقم نکرده بودو و از همه مهمتر اینکه ما اول سال قرارداد می بندیم و دیگه حقوقمون همونیه که اول سال تعیین می شه. ولی شکرگزاری معجزه کرد. خدایا شکــرت، شکــرت،شکــرت  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : دوشنبه 5 آبان 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 12 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
عسل:

سلام دوستان. من میخواستم جذبی که از طریق شکرگزاری واسم اتفاق افتاده رو واستون بگم.

من ال سیدیه گوشی نوکیام سوخته بود گوشیم حدودا یه سال تو خونه افتاده بود چون من گوشی جدید گرفته بودم دیگه نوکیامو نبردم که تعمیر کنم .

هر دفعه هم که روشنش میکردم ببینم شانسی درست شده یا نه می دیدم خبری نیست. تصمیم گرفتم از شکرگزاری استفاده کنم. خداروشکر میکردم که گوشی نوکیام سالمه مثل روز اوله. دو روز بعد که گوشی رو روشن کردم دیدم بلههههههههههههه. صفحه گوشیم بالا اومده.

خدای عزیزم و کائنات ازتون سپاسگزارم.


2) نمره ی ریاضی

سلام دوستای گلم. دو ترم بود که ریاضی رو از ترس اینکه بیفتم حذف میکردم. ترم 3 تصمیم گرفتم واحدشو بگذرونم. رو کمد دیواریه اتاقم یه کاغذ چسبوندم روش بزرگ نوشتم حتما 20 . وقتی نگاش میکردم خیلی بهم روحیه میداد.


خلاصه رفتم امتحان دادم. حتی یه نمره ام جواب درست نداده بودم. از خودم یه چیزایی در آورده بودمو نوشتم که فقط کاغذ امتحانم سیاه شه..رفیقم که میگفت ریاضی رو خوب داده شد 10 . من که همه رو از خودم در آورده بودمو یه نمره هم درست جواب نداده بودم شدم 11.نمیدونم این 11 نمره از کجا اومد.

واقعا قانون جذب جواب میده.سپاسگزارم.سپاسگزارم.سپاسگزارم.

 

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : پنجشنبه 24 مهر 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 7 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
سمانه :
راستش من به این نتیجه رسیدم که ما وقتی از صمیم قلب شکرگزاری میکنیم انگار خدا بیشتر ازمون مواظبت میکنه. مثلاً همین امروز صبح من میخواستم برم دانشگاه و چون سرماخورده بودم تصمیم گرفتم به جای اینکه پیاده برم با پدرم که همون موقع داشت با ماشین میرفت برم (با اینکه معمولاً این کار رو نمیکنم چون خیلی رابطۀ صمیمانه ای با پدرم ندارم) اما توی راه که داشتیم میرفتیم بابت پدرم و اینکه هست و سالمه و به خاطر ما این همه کار میکنه از ته دل خدا رو شکر کردم. بعد وقتی که پیاده شدم تا سوار تاکسی های انقلاب بشم یهو فهمیدم کیف پولم رو جا گذاشتم. یه لحظه موندم که چکار کنم بعد سریع یاد پدرم افتادم و بهش زنگ زدم خوشبختانه خیلی دور نشده بود بهم گفت با تاکسی بیام و یه لحظه بایستم و ازش پول بگیرم که همنیطور هم شد! می خوام بگم اگر خودم پیاده رفته بودم باید دوباره اون هم مسیر رو برمیگشتم خونه تا کیف پولم رو بردارم و شاید به کلاسم خیلی دیر میرسیدم و استادم راهم نمیداد یا اینکه مجبور میشدم دربست بگیرم و خب پول بیشتری میدادم!!! و البته باعث شد که من بیشتر شکرگزاری کنم بابت پدرم

یکی دیگه اش اینکه چون من کار میکنم و کارم همش همراه با انواع و اقسام جلسه هاست وقتی ارشد قبول شدم نگران بودم که نکنه اینها با کلاسم تلاقی کنه. اما مدام شکر میکردم که برنامه ام عالیه و مشکلی برام پیش نمیاد و همینطور هم شد. جالب اینکه یک جلسه خیلی مهمی که دارم و همش نگرانش بودم، دقیقاً ساعتش زمانی افتاده که من کلاس ندارم! یعنی اولش داشتم بعدش یهویی جاش عوض شد!!!
و اصلاً راستش رو بخواین از وقتی من دانشگاه قبول شدم همش نگران کارم بودم ولی به خاطر مشکلات بودجه که الان خیلی مطرحه، کارمون محدودتر و فشار کار قدری کمتر شده  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : یکشنبه 20 مهر 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 6 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
شبنم_الف :تجربه دیگر من از شکرگزاری

هفته پیش تو مترو 1 خانوم دیدم با مانتو شلوار سورمه ای کیف و کفش زرد انقدر دلم کیف و کفش زرد خواست. دیدم چقدر خوب با سورمه ای ست می شه. موقع خرید هیچ وقت به کیف و کفش زرد توجه نکرده بودم. از مترو که پیاده شدم دیگه همه چیز فراموشم شد. تا جمعه که رفتم منزل خواهر شوهر عزیزم( الهی فداش بشم) یه کیف زرد بهم هدیه داد منو می گی
اونقدر از خوشحالی بالا پایین پریدم و ذوق کردم که همسرم بنده خدا فکر کرد من مشکلی چیزی پیدا کردم
آخه فکرشم نمی کردم
هنوز هم باورم نمی شه چون من تازه از خواهر شوهر جان کادو گرفته بودم و اینکه هر چیزیو پیش بینی می کردم الا کیف زرد
همسرم بعدا پرسید آخه یه کیف زرد انقدر خوشحالی داشت؟؟؟؟؟؟ تو رو تاا به حال این طوری ندیده بودم!!!!!!!!
گفتم آخه من چند روز پیش یک لحظه دلم کیف و کفش زرد خواست
حالا مانتو شلوار سورمه ای هم می خوام که اونو شما باید زحمتشو بکشی
خدایا سپاسگزارم که هرآنچه می خواهم فورا از بهترین راه ها به من عطا می کنی
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : پنجشنبه 17 مهر 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 5 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
شبنم_الف :ادامه تجربیات من از شكر گذاری

من در طول دوره شكرگزاریم هدایای زیادی گرفتم. روز اولشو كه گفتم براتون بقیه روزها هم همینطور از خوراكیهای خوشمزه و مورد علاقه ام گرفته تا عطر گرون قیمت، وسایل تزئیینی، دعوت به رستوران،‌دعوت به مسافرت و ... كه هر كدومش داستان داره ولی من دعوت به مسافرتو براتون می گم.
به مسافرت دعوت شدم ولی رفتنم خیلی دیر قطعی شد. آخرین روز كاریه هفته پیش كه منتهی بود به تعطیلات آخر هفته و آخر شهریور. با ترمینال تماس گرفتم برای بلیط اتوبوس هر تعاونی تماس گرفتم بلیط نداشتند. وقتی بلیط اتوبوس نبود پیدا كردن بلیط هواپیما محال بود.
با یكی از همكارام كه مسئول گرفتن بلیط تماس گرفتم و خواهش كردم اگر امكان داره برام بلیط بگیره. ولی گفت 2 پرواز امروز هست كه هردو پره
اون روز تمرین سپاسگزاری من مرور كل برنامه های روز تا آخر شب و سپاسگزاری برای انجام شدن همه آنها به بهترین نحو بود.
ساكمو بستم و فقط از صبح كارم شده بود مرور برنامه سفر و سپاسگزاری برای انجام همه آنها.
خلاصه اینكه عصر به طور معجزه آسا یه ماشین رایگان منو برد فرودگاه،‌اونجا هم معجزه آسا با وجود ازدحام زیاد برای خرید بلیط،‌ بلیطم اوكی شد، در شهر مقصد به استقبالم اومدن،‌4 روز سفر بسیار خوب با كمترین هزینه،‌ به رستوران خارجی دعوت شدم و در طول این سفر كلی هم خوراكی ها ی خوشمزه هدیه گرفتم و جاهایی كه ندیده بودم را دیدم.  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : سه شنبه 15 مهر 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 4 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
جادوگر دریا :یه تجربه دیگه که امروز واسم پیش اومد.مربوط به تمرین روز چهاردهم(یک روز با نشاط داشته باشید)از کتاب معجزه شکرگزاری راندا برن :
صبح که داشتم آماده میشدم تا برم بیرون کارامو انجام بدم موقع لباس پوشیدن، صبحونه خوردن،کفش پوشیدن،آرایش کردن حتاهی تو دلم سپاسگزاری میکردم.بعدشم بابت روزی که در پیش دارم.سپاسگزاری میکردم که جای پارک گیرم میاد.سپاسگزاری میکردم که رفتم دکتر ، اونجا خلوت ه.که کارم زود راه افتاده.که هوا عالی و خنکه.و کلا برای خوب پیش رفتن همه کارام سپاسگزاری کردم.
نتیجه ش این شد که جای پارک عالی گیرم اومد!
وقتی رفتم دکتر همون موقع نوبتم شد!
انقد خلوت بود که کار مامانم 2ساعت زودتر از همیشه تموم شد و جالب اینجا بود که همه دکترا و مریضای اونجا هی میگفتن :عجیبه دوشنبه ها همیشه شلوغ ترین روز کاری مون بوده.چقدر زود تموم شد!!!
هوا هم عالی بووووووود و برعکس همیشه اصلا گرمم نشد.  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : شنبه 29 شهریور 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 3 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
شبنم _ الف :

بعضی ها معتقدند نباید موهبتهایی كه خدا بهمون می ده به دیگران بگیم چون این موهبت قطع می شه. ولی من معتقدم اگر از روی فخر فروشی باشه قطع می شه نه اینكه از روی خیر خواهی. من تجربیاتمو با دیگران سهیم می شم تا اونها تشویق بشن این تمریناتو انجام بدن و از موهبتها و بركات اون بهره مند بشن.

من هم تو این مدت (20 روز از شروع دوره سپاسگزاریم می گذره) خیلی تجربیات خوب و شیرینی داشتم.

اولین تجربه:
دو روز و هر بار به مدت 4-3 ساعت با خواهرم دنبال خرید مانتو و تی شرت بودم. یا مدلها رو نمی پسندیدم یا اونهایی كه می پسندیدم قیمتهای نجومی داشت. عاقبت 2 مانتو ساده برای محل كار خریدم و به خواهرم گفتم به دلم نیست بیشتر از این برای مانتو مهمونی وقت بذارم. هر موقع یه مدل قشنگ دیدم می گیرم.
همون شب كه مصادف بود با اولین روز شروع تمرینات خواهر شوهر عزیزم 1 مانتو مهمونی خیلی شیك و 2 تا تیشرت خوشگل بهم هدیه داد ،‌اون هم بدون هیچ مناسبتی  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : شنبه 22 شهریور 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
منو سایت

Your Code Here