داستانهای واقعی از "راز" - مطالب ابر متوجه میشی؟؟؟

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
متوجه میشی؟؟؟

اسپنس از فرانسه

من متوجه شده ام که کائنات یه خورده شبیه کسیست که انگلیسی رو خیلی خوب بلد نیست (انگلیسی فقط یک مثاله، می تونید هر زبان دیگه ای رو جایگزینش کنید). وقتی شما افکارتان را با زبان پیچیده به کائنات
می فرستید، کائنات فقط آن قسمتهایی را متوجه می شود که بلد است. وقتی شما در حال یادگیری زبان جدیدی هستید فهمیدن قسمتهای منفی آن کمی سخت به نظر می رسد و شما فقط کلمات کلیدی آن جملات را متوجه می شوید، مثلاً جمله ای مثل  "من دوست ندارم آن کار را انجام بدم."، را شما اینطور می فهمید "من دوست دارم آن کار را انجام بدم." و یا "دیگه نمی تونم اینو تحمل کنم." شما اینطور برداشت می کنید" من می تونم بیشتر تحمل کنم." و چیزهایی مثل این...

همچنین، وقتی می خواهید به کسی که زبان شما را خوب بلد نیست چیزی را توضیح دهید، معمولاً با حرکات ایما و اشاره مفهومتان را می رسانید. پس در مقابل کائنات هم باید طوری نقش بازی کنیم تا به کائنات نشان دهیم چه اتفاقی باید برایمان رخ دهد. در زندگی، اغلب ما می پنداریم که مردم منظور ما را متوجه می شوند اما واقعیت این است که در زبان خیلی چیزها اشتباه برداشت می شوند (چه با فردی هم زبان خودمان صحبت کنیم چه با کسی که زبان دیگری دارد). ساده بگیرید تا اتفاق بیفتد.

در تصورات من کائنات یک مرد کوچولو به اسم پدرو هست که زبان مادری مرا خیلی کم بلده! :-)

 

موضوع : داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : سه شنبه 17 مرداد 1391  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
منو سایت

Your Code Here