تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - مطالب ابر تغییر بدن با قانون جذب

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
پرسش و پاسخ (18)

http://img.ir/qVgd.jpg

جواب سوالات اقا سعید عزیز

پاسخ:
اول اقا سعید عزیز ببخش دیر شد دوم اینکه نمیدونم تویه فیلم راز دیده باشید این رو میگه که زود برآورده نشدن خواسته ها خودش یک نعمت هست
(داخل فیلم نشون میده طرف به یک فیل فکر میکنه و یکبار تویه خونش ظاهر میشه)
این نعمت واسه اینه که شما علاوه بر افکار مثبت افکار منفی هم داری حالا کافیه قراره خواسته ها زود به واقعیت برسند سریع تا فکر بد میکردید دچار مشکالات و اون افکار میشدید
دوم  شما قرار نیست که ارزوهای عجیب و غریب داشته باشید و یا خواسته های زشت که میترسید خانوادتون پیدا کنند برگه ها و نوشته ها یا تابلوی تجسمتون رو ... خواسته های درست و منظقی و مثبت که ایرادی ندارند به فرض اینکه خانوادتون هم ببینند
مثلا انسان بخاد همسر ایندش رو جذب کنه  عجیب و غریبه که خانواده ببینند یا بفهمند
و در اخر اینکه قانون جذب بدون تلاش بی معنی و مفهومه و اصلا جواب نمیده ... باید تلاش کنید در اخر هم توضیه میکنم  اگر تمایل داشتید این مجموعه سخنرانی موفقیت و جذب رو بخر و گوش کن حتما نظرت عوض میشه
دانلود بخش از  فایل های  همایش موفقیت لطفا دانلود و گوش کنید حتما کسایی که مخالف قانون جذب هستند دانلود کنند



برای خرید این همایش 100 ساعته که در مجموعه پکیج موفقیت شامل ( 100 ساعت فایل صوتی کنفرانس و همایش موفقیتمستند راز اورجینال زبان اصلی + مستند راز دوبله شده +2 کلیپ تصویری موفقیت + فایل صوتی راز + کتاب الکترونیک راز )

از این قسمت اقدام  کنید
پکیج موفقیت و ثروت ( برای اولین بار بیش از 100 ساعت فایل صوتی کنفرانس و همایش موفقیتمستند راز  اورجینال زبان اصلی  + مستند راز دوبله شده +2 کلیپ تصویری موفقیت + فایل صوتی راز + کتاب الکترونیک راز )

 

موضوع : پرسش و پاسخ ,
تاریخ ارسال : پنجشنبه 21 خرداد 1394  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
پرسش و پاسخ (17)

http://img.ir/qVgd.jpg

لطف کنید  راهها و داستانهای  جذب سلامتی و زیبایی رو بگید

پاسخ :
نکاتی در رابطه با تصویر سازی سلامتی

*1- از گفتگو درباره بیماری ها, درد ها و مشکلات, اجتناب کنید.*

*۲- به مطالعه کتابهای مختلف درمورد شفا بپردازید.*

*۳- ورزش مناسب خود را انتخاب کردِ و در برنامه روزانه زندگیش بگنجانید.*

*۴- رژیم غذایی تازه ای را در پیش گیرید.*

*۵- در برنامه زندگی روزانه, میان کار,تفریح و استراحت, تعادل و توازن
ایجاد کنید.*

*۶- هر روز زمانی را به طبیعت و نگهداری از گل و گیاه اختصاص دهید و از
هوای تازه بهره گیرید.*

*۷- هر روز تمرین مراقبه, آرامش و سکوت را انجام دهید و از عبارتهای تاکیدی
مثبت و سلامتی استفاده کنید.*

*۸- تابلوی تجسم برای سلامتی و اهداف زندگی درست کنید که سرشار ازنشاط باشد.*

*۹- به جای فکر کردن به نقاط ضعف جسمانی و مشکلات, بدن خود را تحسین کنید و
دوست داشته باشید.*

*۱۰- با افرادی معاشرت کنید که فقط درمورد سلامتی و نکات مثبت زندگی صحبت
می کنند.*

*۱۱- بصورت سنجیده, تصویر سلامتی و شادابی را جایگزین تصویر بیماری و رخوت
کنید.*

دیگر داستانهای سلامتی مرتبط
چقدر زیبایی!

به لاغری فکر کنید
تغییر شکل بدنم
تو زیباترین دختری هستی که تا به حال در زندگی ام دیده ام!
متشکرم که مرا زیبا کردید!

 

موضوع : پرسش و پاسخ ,
تاریخ ارسال : شنبه 9 خرداد 1394  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
نظر
به لاغری فکر کنید

آیده از پاسکو

من 16 ساله هستم و از زمانی که یادم می آید یک دختر "چاق" و "گوشتالو" بودم. به خاطر وزنم همیشه در کودکستان، ابتدایی، و راهنمایی به من می خندیدند. در مورد آزار و اذیتهایی که می شدم به خانواده ام می گفتم و اینکه دوست داشتم وزنم را کم کنم. ولی خانواده ام می گفتند من زیبا هستم و کم کردن وزن ضرورتی ندارد. ولی این من بودم که بهش می خندیدند ، و سرانجام واقعاً افسرده شدم. هر روز موقع دوش گرفتن یا نگاه کردن در آیینه یک عذاب برای من بود.

خودم فکر میکردم مشکل تیروئید دارم و خانواده ام را مجبور کردم برای دکتر رفتنم پول خرج کنند ( 5 دکتر) ولی هنوز افسردگی داشتم و خیلی بیشتر از قبل منفی نگر شده بودم.

از کارهای فیزیکی نفرت داشتم. اصلاً دلم نمی خواست ورزش کنم، و از اینکه والدینم به من می گفتند رژیم غذایی سالم را شروع کنم و یا پیاده روی کنم متنفر بودم. حتی از رفتن به مغازه ها و سوپر مارکتها هم بیزار بودم چون مجبور بودم فاصله ی پارکینگ تا مغازه را پیاده روی کنم ! من یک دختر نوجوان بودم و دوست داشتم لباسهای مناسب سنم را بپوشم ، ولی هیچوقت نمی توانستم لباسهای خوشگلی که اندازه ام باشند پیدا کنم.

در دورهء راهنمایی، متوجه شدم که هر سال 9 کیلو وزن اضافه می کنم، پس در طول 3 سال دوره ی راهنمایی 27 کیلو وزن اضافه کردم. با وزن حدود 90 کیلو شروع کردن دوره ی دبیرستان بسیار ناراحت کننده بود و این در حالی بود که قد من 152 سانتی متر بود. خانواده ام به من می گفتند از گریه کردن و منفی بودن و ناراحتی کردن دست بر دارم. این وضع 1 سال دیگر هم به طول انجامید. مهم نبود چقدر می خوردم یا چقدر ورزش می کردم ، در هر صورت هر سال 9 کیلو وزن اضافه می کردم.

 

موضوع : ابزار طلایی راز , داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : چهارشنبه 1 مرداد 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
منو سایت

Your Code Here