تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - تو زیباترین دختری هستی که تا به حال در زندگی ام دیده ام!

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
تو زیباترین دختری هستی که تا به حال در زندگی ام دیده ام!

لورا از میلان

فکر کنم همیشه از خودم متنفر بودم. از قَدّم، از رنگ چشمانم، از صورتم، از همه چیز متنفر بودم. اصلاً خودم را قبول نداشتم، هیچ وقت عاشق خودم نبودم. همیشه احساس نا امنی می کردم، و اگر کسی به من نگاه میکرد، با خودم فکر می کردم،" می دونم، حتماً داره با خودش فکر می کنه من چه زشتم!" اوضاع وقتی بدتر شد که عاشق پسری شدم که دوستم نداشت، و من احساس کردم چقدر زشت و دوست نداشتنی هستم و همه جا در تعقیب او بودم (ما هم مدرسه ای بودیم) تا از او متنفر شوم. نمی دانم چرا این کار را می کردم، فقط می خواستم به او ثابت کنم که لیاقتش را دارم.

خب این کار موثر نیفتاد. واقعاً احساس بیچارگی می کردم. از مادرم خواستم برایم لباس و لوازم آرایش جدید بخرد، شاید از این طریق او به من توجه کند، ولی بی تاثیر بود. من دو سال پیش با "راز" آشنا شده بودم، اما به طور جدی از آن برای خودم استفاده نکرده بودم، چون فکر می کردم شایستگی ندارم، شایستگی یک زندگی خوب را. فکر می کردم خدا به خاطر آن از من متنفر خواهد شد.

یک روز، تصمیم گرفتم از راز استفاده کنم، حتی اگر خدا به خاطرش مرا به جهنم بفرستد. شروع کردم به دوست داشتن خودم؛ عاشق رنگ چشمانم و باقی چیزها شدم. خیلی سخت بود اما من تسلیم نشدم. حالا چی شد؟ هر روز متوجه می شدم که پوستم بهتر از قبل می شود، چشمانم خوشگلتر، صورتم زیباتر، و اندامم عالی تر می شدند. احساس خیلی خوبی داشتم. احساس زیبایی می کردم و فهمیدم که واقعاً زیبا هستم! من زیبا هستم! حالا هر پسری در مدرسه مرا می بیند به من لبخند می زند! فوق العاده است! همکلاسی هایم مدام به من می گویند :"وای، تو خیلی خوشگلی!!" من خیلی خوشحالم!
و آن پسری که دوستم نداشت...دیروز برایم نوشت، "هی، تو خوشگلترین دختری هستی که من تا به حال در عمرم دیده ام" و من هم در جوابش گفتم ... "برو به جهنم، احمق!" حالا فهمیدم که او آن پسری نبود که من می خواستم. او خیلی سطحی است. همین که ظاهرم را تغییر دادم، فوری دنبالم راه افتاد! اما حالا با پسر دیگری هستم که خیلی خوشتیپ است و مرا هم دوست دارد! و یک چیز دیگر، متوجه شدم که من خوشگلترین دختر مدرسه مان هستم!

به هر دختری که اینها را می خواند می گویم که تو زیباترین هستی ! تو خوشگلی! این حقیقت دارد، و تو شایسته ی توجه هر پسری هستی! فقط احساس خوشگلی و عالی بودن داشته باش، آنگاه واقعاً همانگونه خواهی شد. همه تان را دوست دارم، و بسیار متشکرم. حالا دیگر می توانم بگویم که عاشق خودم هستم!

 

موضوع : داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : جمعه 25 بهمن 1392  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
منو سایت

Your Code Here