داستانهای واقعی از "راز" - 2 مسافرت رویایی که در عرض 2 هفته آشکار شدند!!

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
2 مسافرت رویایی که در عرض 2 هفته آشکار شدند!!

خوزه خوان وازکوئز از مکزیکو سیتی

هفته پیش، در مدرسه نمایشی در مورد انگلستان داشتیم، که در آن لندن را خیلی خوب نشان داده بود.

خیلی از دوستانم لندن را می شناختند و شروع به صحبت در مورد آن کردند. من چند تا عکس از لندن دیده بودم و همه داشتند درباره اش حرف می زدند. من به دوستم گفتم:"دلم می خواد لندن رو بشناسم." نه، " من به لندن خواهم رفت."

تجسم می کردم و واقعاً احساس می کردم که در آنجا هستم؛ سپس آن را به کائنات سپردم. می دانستم که این اتفاق رخ خواهد داد، مطمئن بودم. من فقط بر نتیجه ی نهایی متمرکز شده بودم. **نکته ء بسیار مهم**

6 روز بعد مادربزرگم به من زنگ زد و چیز شگفت انگیزی به من گفت ... او مرا به لندن دعوت کرد!!!! باورم نمیشد!!! حیرت زده بودم، ما دقیقاً به همان هتلی رفتیم که در نمایش مدرسه دیده بودم!!! پس با خودم فکر کردم، "هی، راز واقعاً کار میکنه!" و احساس کردم که دیگر می توانم واقعیت ها را بسازم.

یک هفته گذشت و دیروز ما به یک شام مخصوص در سفارتخانه الجزایر در مکزیک رفته بودیم. قرار بود یک قرعه کشی انجام شود و در میان جوایز گوناگونِ قرعه کشی یک سفر به الجزایر هم وجود داشت. 

من به خودم گفتم" من با یک جایزه از اینجا خارج می شوم، من از قبل برنده شده ام." و واقعاً این را حس کردم، تجسم کردم که جلو می روم تا جایزه ام را دریافت کنم (فقط به نتیجه ی نهایی فکر می کردم).

قرعه کشی بعد از شام شروع شد، بیشتر از 300 نفر آدم و حدود 12 جایزه (تلفن همراه، تجهیزات اداری، شام، و خیلی چیزهای دیگر، اما بزرگترین جایزه سفر به الجزایر بود). وقتی جایزه ها اهدا می شد من مطمئن بودم که حتماً یک چیزی برنده می شوم، و بالاخره وقتی نوبت جایزه ء بزرگ رسید .... بلیط من شمارهء برنده نبود. اما سوپرایز!! کسی که برنده ی جایزه ی بزرگ شده بود در آنجا حضور نداشت ! آنها شماره ی دیگری را درآوردند و این بار .... شماره ی من بود!!

شوک شده بودم!!!

دیروز من یک سفر به الجزایر برنده شدم!

حالا دیگر می توانم واقعیت ها را آنطور که دلم می خواهد در هر زمینه از زندگی بسازم. 

راز 100% درست است.

 

موضوع : داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : یکشنبه 12 آذر 1391  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
منو سایت

Your Code Here