تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - شغل تمام عیار

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
شغل تمام عیار

سوپریا پدنیس از بمبئی، هند


من کارشناسی ارشدم رو در رشته اقتصاد در سال ۲۰۰۹ تموم کردم. دیپلمی هم در رشته یوگا گرفتم. از آن زمان به بعد من به عنوان یک مربی یوگا هم کار کرده ام. مادرم در حال حاضر برای بانک مرکزی هند کار میکنه. و پدرم برای بانک  (یو سی اُ) کار میکنه. هر دو بانک بخش دولتیه. در هندوستان کار کردن در یه بانک بخش دولتی چیز مهمیه. بنابراین منم همون جور شغل و می خواستم. اما رقابت زیادی هست.

بنابراین من کارمو در آوریل سال ۲۰۱۲ ترک کردم و شروع کردم به آماده شدن برای امتحانات. این اولین تلاش من بود. به طور معمول حداقل سه بار باید در این امتحانات تلاش کنی تا قبول بشی. امسال از یک میلیون نفر، تنها یازده هزار نفر انتخاب شدند. و من یکی از آنها بودم.

در حال حاضر من در بزرگترین بانک هندوستان استخدام شده ام. بانک دولتی هند. و من بسیار خوشحال هستمکه والدینم به من خیلی افتخار می کنن.

سال گذشته در طول آماده شدن برای امتحان؛ هر وقت در حال سفر کردن بودم و اگه اتفاقی یه بانک می دیدم؛ به شخصی  که همراهم  بود می گفتم " بانک منو ببین" یا "من کارمند آینده اینا هستم". من کارتهای ویزیت را با اسمم و آرم بانک بر روی آن چاپ کردم. و اونو در جاهایی که مکراراً می دیدمشون چسبوندم.

در حال حاضر من مقامی (سِمتی) در بانک گرفتم که هرگز به یه کارمند جدید داده نشده. افرادی که با این شعبه به مدت ۳ یا ۴ سال کار کرده اند؛ این سِمت را بدست میارن. من معاون خصوصی مدیر کل ارشد برای تجارت روستایی در سراسر هند هستم.

کائنات همیشه بهترین را می دهد! فقط ایمان داشته باشید و بیشتر از اون چیزی که آرزوش را کردید بدست خواهید آورد.

 

موضوع : داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : جمعه 15 شهریور 1392  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
منو سایت

Your Code Here