تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - هر چند وقت یکبار تو پارک 50 دلاری پیدا می کنید؟

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
هر چند وقت یکبار تو پارک 50 دلاری پیدا می کنید؟

پاول از رومانی

صبح روز شنبه بود و من حدود ساعت 5:30 از خواب بیدار شدم. در خانه نرمش کردم تا گرم شوم و بعد از خانه زدم بیرون تا کمی ورزش سبک انجام دهم، یعنی حدود 5 کیلومتر آهسته بدوم. برای اینکه موقع دویدن حوصله ام سر نرود و ذهنم روی چیزهای غیر ضروری تمرکز نکند، افکارم را کنترل می کنم. این کار را با گفتن جملات تاکیدی مثبت انجام می دهم مثل: من در وفور نعمت هستم، من زیبا هستم، من زندگی را دوست دارم.

در کیلومتر چهارم بودم و داشتم جملات مثبت : "برای وفور نعمت در زندگی ام سپاسگزارم، پول به زندگی من وارد می شود، فراوانی به سمت من می آید" را با خودم تکرار می کردم که نگاهم به سمت راست افتاد و یک اسکناس 100 لی (واحد پول رومانی) دیدم، که تقریباً معادل 25 دلار است. به طرفش رفتم و آن را برداشتم. فقط 5 متر بعد از آن به چپ نگاه کردم و اسکناس 100 لی دیگری دیدم. آن اسکناس را هم برداشتم. بعد به دور و برم نگاه کردم که ببینم آیا کسی دارد از من فیلم می گیرد تا بعداً در اینترنت بگذارد یا کسی آن اطراف هست که پولش را گم کرده باشد. هیچ کس را ندیدم. در ساعت 7 صبح معمولاً پارک خلوت است.

بعد از اینکه فهمیدم چه اتفاقی برایم افتاده به دویدن ادامه دادم و شاید هزار بار گفتم "سپاسگزارم" . این بزرگترین آشکارسازی قانون جذب بود که من تا به حال داشته ام.

من واقعاً به این قانون اعتقاد دارم، و به من نشان داده شد که قانون واقعاً کار می کند.

 

موضوع : داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : پنجشنبه 23 خرداد 1392  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
منو سایت

Your Code Here