تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - ازدواج جادویی

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
ازدواج جادویی


ازدواج جادویی از هندوستان

همه چیز از ژوئن 2012 یعنی از زمانی که والدینم شروع به پیدا کردن داماد کردند شروع شد.
من تحصیلاتم را به پایان رسانده بودم و شغل خوبی هم در شهر دهلی پیدا کرده بودم. برای ازدواج آماده بودم و منتظر داماد مناسبی بودم. در همین اثناء، به "راز" برخوردم. قبلاً این کتاب را خوانده بودم اما هیچوقت از آن پیروی نکرده بودم. دوستم کتاب "جادو" و فیلم "راز" را به من هدیه داد. و فیلم راز خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد. من یه جورایی همیشه باور داشتم که هر چه را که واقعاً آرزو داشته باشیم به دست خواهیم آورد، اما هیچوقت افکارم در مسیر مناسبی قرار نداشت. و فیلم راز پلی بین افکارم و واقعیت ایجاد کرد و مسیر فکری مرا مشخص ساخت.

به فکر ساختن یک تابلو تجسم از تمام اهداف اصلی ام که می خواستم بدست بیاورم افتادم، مهمتر از همه شریک زندگی ام و نوع رابطه ای که دوست داشتم داشته باشیم. در اینترنت به دنبال عکس زوجهایی می گشتم که قلبم را تکان دهد و آن عکسها را روی تابلو تجسمم چسباندم. از طریق آن عکسها می توانستم مرد رویاهایم و رابطه ی شگفت انگیزمان را ببینم. همچنین یک آرزوی سرّی هم داشتم و آن این بود که در روز 14 فوریه 2013 ازدواج کنم. و بالاخره جادو کار خودش را کرد. من از طریق یک سایت ازدواج با او آشنا شدم. او مرد رویاهای من در هیبت انسانی بود. خدای من، باورم نمی شد، او تک تک حرفهایی که من دوست داشتم بشنوم به من زد. خصوصیاتش دقیقاً با چیزهایی که من در تابلو تجسمم گذاشته بودم مطابقت داشت. این اتفاقی نبود. من آنچیزی را که می خواستم جذب کرده بودم. والدینمان نیز از همدیگر خوششان آمده بود و با ازدواجمان موافقت کردند و تاریخ عروسی مان را 14 فوریه 2013 تعیین کردند.


 خدای من، خودم را در بالاترین نقطه ی دنیا حس می کردم. حالا یک ماه از ازدواجمان می گذرد. صادقانه بگویم، رابطه مان برایم بسیار گرامی است. همسرم مرد فوق العاده ایست، مانند یک شاهزاده با من رفتار می کند و پر از عشق و حمایت است. من واقعاً به خاطر داشتن چنین شریک زندگی ای خوش بختم.
حالا که مرد رویاهایم را پیدا کرده ام و با او در تاریخ رویایی ام ازدواج کرده ام، می خواهم شغل رویایی ام را نیز بدست بیاورم. می دانم که آن هم در راه است و من به زودی به آن می رسم.

برای تمام کسانی که از راز استفاده می کنند چند راهکار ساده که خودم استفاده کرده ام پیشنهاد می دهم:

1. وقت بگذارید و خودتان را بشناسید.
2. تمام آرزوها و اهدافتان را شناسایی کنید.
3. تا جایی که می توانید وقت بگذارید و هر چه از زندگی می خواهید یادداشت کنید، تمام اهداف کوتاه مدت و بلند مدتتان را بنویسید و با خودتان روراست باشید.
4. کارهایی را انجام ندهید که دیگران از شما خواسته اند. کارهایی را انجام دهید که خودتان دوست دارید، کارهایی که حداقل در نهایت لبخند به لبانتان بیاورند.
5. حالا که رویاهایتان را شناسایی کردید آنها را دنبال کنید، هرگز شک به دلتان راه ندهید، اصلاً مهم نیست که اشتباهی رخ دهد. مثبت باشید، در درونتان ایمان داشته باشید، احساس کنید که خواسته تان را به دست آورده اید، و  مطمئناً آن را به دست خواهید آورد.
6. نیازی نیست هر روز به تابلو تجسمتان نگاه کنید. به خصوص با حالت مکانیکی و بی احساس به آن نگاه نکنید. حتی اگر تابلو تجسمی درست نکرده اید اما آن را در ذهنتان دارید و می توانید حسش کنید، به خواسته تان می رسید.
7. شروع کنید به احساس کردنش، حسش کنید. اگرچه نامرئی و غیر ملموس است، اما شروع کنید به احساس کردنش، و در آن رویا زندگی کنید. باید خیلی به شما نزدیک باشد، مثل نفس کشیدن، و هر چه قوی تر حسش کنید زودتر و قویتر به آن خواهید رسید.

مواظب خودتان باشید و زندگی شگفت انگیزی داشته باشید! شما پتانسیلش را دارید، رویاهایتان را بقاپید.

موضوع : داستان های ترجمه شده ,
تاریخ ارسال : یکشنبه 23 تیر 1392  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
منو سایت

Your Code Here