تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - معجزهء شکرگزاری ( 6 )

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 6 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
شبنم_الف :تجربه دیگر من از شکرگزاری

هفته پیش تو مترو 1 خانوم دیدم با مانتو شلوار سورمه ای کیف و کفش زرد انقدر دلم کیف و کفش زرد خواست. دیدم چقدر خوب با سورمه ای ست می شه. موقع خرید هیچ وقت به کیف و کفش زرد توجه نکرده بودم. از مترو که پیاده شدم دیگه همه چیز فراموشم شد. تا جمعه که رفتم منزل خواهر شوهر عزیزم( الهی فداش بشم) یه کیف زرد بهم هدیه داد منو می گی
اونقدر از خوشحالی بالا پایین پریدم و ذوق کردم که همسرم بنده خدا فکر کرد من مشکلی چیزی پیدا کردم
آخه فکرشم نمی کردم
هنوز هم باورم نمی شه چون من تازه از خواهر شوهر جان کادو گرفته بودم و اینکه هر چیزیو پیش بینی می کردم الا کیف زرد
همسرم بعدا پرسید آخه یه کیف زرد انقدر خوشحالی داشت؟؟؟؟؟؟ تو رو تاا به حال این طوری ندیده بودم!!!!!!!!
گفتم آخه من چند روز پیش یک لحظه دلم کیف و کفش زرد خواست
حالا مانتو شلوار سورمه ای هم می خوام که اونو شما باید زحمتشو بکشی
خدایا سپاسگزارم که هرآنچه می خواهم فورا از بهترین راه ها به من عطا می کنی
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : پنجشنبه 17 مهر 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
منو سایت

Your Code Here