تبلیغات
داستانهای واقعی از "راز" - معجزهء شکرگزاری ( 4 )

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

داستانهای واقعی از "راز"

آخرین تگها
Last tagss
موضوعات
Category
منو سایت
Block
نویسندگان
Authors
درباره ما
About Us
آمار سایت
Statistics
آرشیو
Archive
دوستان
Friends
کد های اختصاصی
Custom Codes
منو سایت
Block
تبلیغات متنی
Ads
آخرین ارسال ها
نظر
معجزهء شکرگزاری ( 4 )

http://ghanunejazb.ir/wp-content/uploads/2014/06/Silent-Prayer2-300x204.jpg
جادوگر دریا :یه تجربه دیگه که امروز واسم پیش اومد.مربوط به تمرین روز چهاردهم(یک روز با نشاط داشته باشید)از کتاب معجزه شکرگزاری راندا برن :
صبح که داشتم آماده میشدم تا برم بیرون کارامو انجام بدم موقع لباس پوشیدن، صبحونه خوردن،کفش پوشیدن،آرایش کردن حتاهی تو دلم سپاسگزاری میکردم.بعدشم بابت روزی که در پیش دارم.سپاسگزاری میکردم که جای پارک گیرم میاد.سپاسگزاری میکردم که رفتم دکتر ، اونجا خلوت ه.که کارم زود راه افتاده.که هوا عالی و خنکه.و کلا برای خوب پیش رفتن همه کارام سپاسگزاری کردم.
نتیجه ش این شد که جای پارک عالی گیرم اومد!
وقتی رفتم دکتر همون موقع نوبتم شد!
انقد خلوت بود که کار مامانم 2ساعت زودتر از همیشه تموم شد و جالب اینجا بود که همه دکترا و مریضای اونجا هی میگفتن :عجیبه دوشنبه ها همیشه شلوغ ترین روز کاری مون بوده.چقدر زود تموم شد!!!
هوا هم عالی بووووووود و برعکس همیشه اصلا گرمم نشد.  

موضوع : معجزه ء شکرگزاری ,
تاریخ ارسال : شنبه 29 شهریور 1393  ,  بازدید : بار ,   نویسنده : 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
منو سایت

Your Code Here